مرز میان بیماری قلبی و بیماری کلیوی در بسیاری از بیماران، مرزی روشن و قابلتفکیک نیست. کاهش عملکرد کلیه میتواند پیشآگهی نارسایی قلبی، بیماری کرونری، آریتمیها و جراحی قلب را تغییر دهد؛ در مقابل، اختلالات همودینامیک و درمانهای قلبی نیز ممکن است به آسیب حاد یا مزمن کلیه منجر شوند. کتاب «اختلال عملکرد کلیه در بیماریهای قلبیعروقی» این ارتباط دوطرفه را در قالب یک منبع بالینی مشترک برای متخصصان قلب و نفرولوژی بررسی میکند.
وقتی قلب و کلیه یکدیگر را وارد چرخه آسیب میکنند
فصلهای آغازین، اپیدمیولوژی سندرم قلبیـکلیوی و سازوکارهای پاتوفیزیولوژیک تعامل قلب و کلیه را تشریح میکنند. تغییرات همودینامیک، فعالشدن مسیرهای عصبیـهورمونی، التهاب، استرس اکسیداتیو، احتباس آب و سدیم و اختلال عملکرد اندوتلیال در کنار عوامل خطر مشترکی مانند پرفشاری خون، دیابت و بیماری عروقی مورد توجه قرار گرفتهاند.
کتاب سپس نشان میدهد بیماری مزمن کلیه چگونه تظاهر، روند و پیامد بیماریهای قلبیعروقی را تغییر میدهد. پرفشاری خون بهعنوان حلقه اتصال اختلال قلبی و کلیوی، کلسیفیکاسیون عروقی در مراحل پیشرفته بیماری کلیه و پیامدهای متابولیک سندرم قلبیـکلیوی از مباحث پایهای این بخش هستند.
تصمیمهای دشوار در بیماران پرخطر
ارزش بالینی کتاب در فصلهایی آشکار میشود که به موقعیتهای درمانی پرچالش میپردازند. آریتمیها در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه، انتخاب درمان ضدپلاکتی و ضدانعقادی، نارسایی قلبی همراه با کاهش عملکرد کلیه و مدیریت سندرمهای کرونری حاد و مزمن در بیماری مزمن کلیه از جمله این موضوعاتاند.
تنظیم درمان ضدترومبوتیک در این بیماران نیازمند برقراری تعادل میان خطر خونریزی و خطر ترومبوز است. کتاب این مسئله را در موقعیتهایی مانند فیبریلاسیون دهلیزی، مداخلات کرونری، سندرم کرونری حاد و بیماری کلیوی مرحله نهایی بررسی میکند و محدودیتهای شواهد موجود و ضرورت تعدیل دارو بر اساس عملکرد کلیه را در نظر میگیرد.
یک فصل مستقل نیز به انفارکتوس میوکارد با عروق کرونر غیرانسدادی در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله نهایی اختصاص یافته است؛ وضعیتی که تشخیص علت و انتخاب درمان در آن، بدون توجه همزمان به عوامل قلبی و کلیوی امکانپذیر نیست.
از تصویربرداری پیشرفته تا عوارض دیالیز
روشهای تصویربرداری پیشرفته در سندرمهای قلبیـکلیوی، از جمله کاربرد تصویربرداری ترکیبی، برای ارزیابی ساختار و عملکرد قلب، عروق و کلیه مطرح شدهاند. نویسندگان علاوه بر توان تشخیصی این روشها، محدودیتهای استفاده از ماده حاجب و ضرورت کاهش خطر آسیب کلیوی را نیز مورد توجه قرار میدهند.
کتاب به پدیده «کاهش گذرای عملکرد میوکارد در حین همودیالیز» یا cardiac stunning میپردازد و عوامل خطر، روشهای ارزیابی و راهکارهای مدیریتی آن را توضیح میدهد. کمخونی و کمبود آهن نیز نه بهعنوان یافتههایی منفرد، بلکه بهعنوان عواملی مؤثر بر ظرفیت عملکردی، بستریشدن و پیشآگهی بیماران قلبیـکلیوی بررسی میشوند.
درمانی که باید برای هر دو عضو تنظیم شود
بخشهای درمانی کتاب به استفاده و تعدیل مداخلاتی مانند مهارکنندههای SGLT2، آنتاگونیستهای گیرنده مینرالوکورتیکوئید، داروهای مؤثر بر سامانه رنینـآنژیوتانسین، دیورتیکها و درمانهای کنترلکننده عوامل خطر متابولیک میپردازند. تأکید کتاب بر این است که درمان موفق نباید تنها به بهبود شاخصهای قلبی یا کلیوی محدود شود، بلکه باید پیامدهای هر دو دستگاه را همزمان در نظر بگیرد.
فصل پایانی نیز بیماری مزمن کلیه را در زمینه جراحی قلب بررسی میکند؛ از ارزیابی خطر پیش از عمل و پیشگیری از آسیب حاد کلیه تا مدیریت مایعات، تعدیل داروها و مراقبت پس از جراحی.
این اثر برای متخصصان و دستیاران نفرولوژی، قلب و عروق و داخلی، پزشکان فعال در دیالیز و مراقبتهای قلبی، جراحان قلب و پژوهشگران حوزه کاردیونفرولوژی مناسب است. کتاب بیش از آنکه یک درسنامه عمومی قلب یا کلیه باشد، منبعی متمرکز برای بیمارانی است که تصمیمهای درمانی درباره آنان باید با مشارکت چند تخصص و با درنظرگرفتن همزمان عملکرد قلب و کلیه اتخاذ شود.